فرهنگ نامه

آ | ا | ب | ت | ث | ج | ح | خ | د | ر | ز | ش | ص | ع | غ | ف | ق | م | ن | و | پ | ک
عبارتsort descending شرح
ادب عاشورا

ادب عاشورا، ادب عاطفه است و حماسه، رقّت است و غلظت، شور است و شعور و بالاخره ادب عشق است و شهادت. نمونه‌های این گنجینۀ درخشان و تلألؤ و تابش این اندیشه‌های والا را در بیانات و احتجاجات حسین‌بن‌علی(ع) و یارانش در مصاف دشمن به وضوح می‌توان مشاهده کرد. آنجا که دو گروه در برابر هم صف آراسته‌اند، امام حسین(ع) و یارانش لب به سخن گشوده‌اند تا وجدانهای خفته را به مضراب کلامِ حق زخمه زنند شاید که بیدار شوند. اما صف مقابل توان شنیدن و استماع سخن حق را ندارد، فرماندهی آنان دستور می‌دهد تا با قیل و قال، هلهله و همهمه و کوبیدن طبل و شیپور از طنینِ کلام حسین(ع) در میان لشکریان جلوگیری شود.(عاشورا در آیینۀ تاریخ و ادب صفحه 30)

ادبیات عاشورا

ادبیات عاشورا تجلیگاه عنصر رشادت و شهامت، ایثار و فداکاری، آزادگی و حریّت و خداگرایی و خداجویی است.
ادب عاشورا، ادب پرشور و پرتعهد علوی است که در زمینه‌های گوناگون اعم از خطابه و بیان، حماسه و رجز، مدیحه و مرثیه نام آورانی چون زینب کبری و دیگر شیرزنان اهل بیت(علیهاالسلام) و زرقاء همدانی، دارمیۀ حجوفیه و مردانی همچون عقبة بن عمروالسهی، کُمیت، دعبل، سیدرضی و مهیار دیلمی را به خود دیده است که در طول حاکمیت زورمداران و سلطنت‌طلبان، فرهنگ اصیلِ قرآن را پاس داشته‌اند و در معارضه با اسلام ابوسفیانی سرسختانه از اسلام محمدیِ اهل بیت دفاع کرده‌اند.(عاشورا در آیینۀ تاریخ و ادب صفحه 29)

ارادۀ ملت

خداوند متعال، ارادۀ ملت ایران را با تفضل خویش تحقق بخشید و تغییر حال را به وجه نیکو رقم زد که «اِنّ الله لایغیّرُ ما بقومٍ حتّی یُغیّروا ما بِانفُسهِم» مردم در رودخانۀ پرشتاب خویش، هم شستشو می یافتند و هم برای فتح سنگرهای حاکمیت طاغوت پیش می تاختند. آنها با رهبری همگام بودند که با ندای ربّنای خود، به همراهان توان و قدرت می بخشید و پیروزی فئه قلیله را بر انبوه دشمن بشارت می داد.(یادداشتها بر، داشتها صفحه 11)

اسلام /اسلام دین سهلة و سمحة

اسلام دین سهلة و سمحة است، خداوند تکلیف ما لایطاق بر بندگان خود نکرده است. و برای بندگانش نیز خارج از وسع وتوانایی آنها تکلیف نمی کند و بر آنها سختی طاقت فرسا را نمی خواهد. روح کلی شریعت همین است و واجبات و محرمات الهی در عدم طاقت، اضطرار،عدم اختیار و استطاعت ساقط،یا مبدل به شکل دیگری می شود. به عنوان مثال روزه در حال بیماری، حج به هنگام عدم استطاعت ساقط و حرمت میتة در شرائط اضطرار برداشته می شود و یا در عدم طاقت مریض، شکل نماز از ایستاده به حالت نشسته و خوابیده یا به هر صورت ممکن تغییر می یابد.( دولت قرآن ص٥٦)

اشک
هر سال در ماه محرم و صفر شیفتگان حضرتش یاد نهضت و قیام او را زنده نگه می‌دارند و سوگمندانه بر مظلومیت و غربت و تنهایی و بی‌یاوری وی اشک می‌ریزند. اشک حسرت، که چرا امام با آن اندیشۀ والا و تابناک که رهایی انسان از قید و بند جباران را می خواست در آن بیابان تفتیده تنها ماند، که ایکاش «کُنّا معک و نَفوز فوزاً عظیماً1». اشک شوق و اشتیاق، که چگونه آن امام وارسته در برابر آن همه زور و فشار، رادمرد و استوار فریاد هیهات مِنّا الذّله2 سر داد تا انسانیت بر این ثبات و استواری مباهات کند. اشک همبستگی و ارادت، که اگر چه در کربلای 61 هجری نبوده‌ایم ولی در کربلاهای مکرر تاریخ با او همسنگریم و به او وابسته‌ایم و این اشک نشان دلبستگی و ارادت و بیعت و اطاعت ماست.(عاشورا در آیینۀ تاریخ و ادب صفحه 15و16)

1- قسمتی از فقرۀ پایانی زیارت سایر شهداء
2- از فرمایشات امام (ع) در روز عاشورا- مقتل الحسین ص 350

امام حسن مجتبى(ع)

امام حسن مجتبى علیه آلاف التحیة و الثناء مظهر زیبای بندگی در أوج صبر است که در روزگار طغیان زور و زر و تزویر با حصار صلح، حریم إیمان را از آلودگی و ویرانی صیانت نمود و استونه ی شکسته به ضربت ابن ملجم را به بردباری و شکیبایی ترمیم کرد و زخم فرق امامت عدل را به داروی مروت و جوانمردی التیام بخشید.(یادداشتها برداشتها ص 9)

امام صادق(ع)

شیعه با امام‌ صادق علیه السلام‌ قرابت ویژه ‌دارد. نام شیعه ، عقاید، اخلاق و احکام او جعفری است. و شیعه پروردۀ مکتب اوست. مدرسۀ بزرگ آن امام همام یکی از افتخارات عالم تشیع نه، بلکه عالم اسلام است و ائمۀ اربعۀ اهل سنت مستقیم یا غیر مستقیم ریزه خوار سفره علمی او بودند. همچنانکه متکلمان بزرگی نیز مفتخر به شاگردی اویند. او امامی زمان‌شناس، نیازسنج، پاسخگو به شبهات، طرح انداز نو برای اندیشه های اصیل و بالاخره راهنمای صادق است.(یادداشتها برداشتها صفحه 29)

امام علی(ع)

علی علیه السلام به سپیده دم لیلة القدر خویش برات " فزت و رب الکعبة " را دریافت کرد. اما أهل إیمان وتوحید تا لیله ی وصل او به سوگ هجران گریستند و می گریند تا به "انتظار الفرج " عیدیانه ی فطر بگیرند و فطرت خویش را به عرفان و حماسه ی علوی باز یابند.(یادداشتها برداشتها صفحه ١٠)

امامت: ويژگیهای امام معصوم(ع)
- امام كسی است كه با مقام غیب ارتباط دارد.
- امام دارای مقام عصمت است و نیز عالم ترین وشجاع ترین مردم زمان خویش است و مصلحت امت را بهتر از خودشان می داند.
- امام حافظ ، حامی، مفسر و مبین اصول و قواعد دینی است.
- علم امام نسبت به زمان خودش محدود به مجاری عادی نیست.
- فعل و قول و تقریر امام مبتنی بر قرآن وسنت نبوی است و حجیت دارد. (اصلاحات در فرهنگ عاشورا صفحه١٩ و ٢٠)
انتظار

انتظار یعنی اعتراض به وضع موجود و تلاش مصلحانه برای بهبود و ارتقاء سطح کیفی زندگی در عرصه های مختلف حیات. انتظار یعنی ستم ستیزی و ظلم گریزی، عدالت خواهی و آرمانگرایی. انتظار یعنی صالح بودن و تن دادن به اصلاحات، انتظار یعنی اجتناب از فساد و مبارزه با مفسدان و بالاخره انتظار یعنی تلاش برای دستیابی به حیات طیبه.

انتظار فرج/امام مهدی (ع)

اصل انتظار فرج از یک اصل مهمتر به نام " اصل حرمت یأس از روح الله" که یک اصل قرآنی است،نتیجه می شود.افراد مؤمن به عنایات الهی هرگز و تحت هیچ شرائطی گرفتار یأس و ناامیدی و بیهوده گرایی نمی شوند و امید خود را از دست نمى دهند.در اندیشه ی اسلامی تحقق این آرزوی بزرگ إنسانی و استقرار کامل حاکمیت عدل و قسط به دست شخصیتی مقدس و پیش ایدی معصوم صورت می گیرد که در روایات متواتر اسلامی از آن شخصیت به نام " مهدی" تعبیر شده است. (مقاله ی سیمای مهدی در قرآن)

انتظار/ ویژگی منتظر مهدی عجل الله تعالی فرجه

منتظر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، عاشقی است که در درون، خود را برای دوست داشتن بی علت آماده کرده است ، با بدیها می ستیزد و بدها و بدیها را اصلاح می کند. برای انسان منتظر، خدا کانون عشق ورزی است و از این رو انسان به عنوان خلیفه ی خدا بر روی زمین دارای کرامت ذاتی است.(سخنرانی نیمه ی شعبان)

انتظار/آثار انتظار

انتظار عاشقانه ایجاد امید می کند،و در دل منتظر واقعی عشق به انسان و بشریت موج می زند. ( سخنرانی روز نیمه ی شعبان)

انتظار/ویژگی منتظر

منتظر واقعی کسی است که عالم را دوست داشته باشد و به همه ی آحاد انسانی فارغ از نژاد، جنسیّت ، قومیّت و انتسابات اجتماعی به دیده ی مهربانى نگاه کند. این نوع دوست داشتن اتفاق نمی افتد،مگر آنکه خداوند در کانون دوست داشتن قرار داشته باشد.(سخنرانی نیمه ی شعبان)

انحطاط وعقب ماندگی مسلمین /علتها
عقب ماندگی و انحطاط ما نتیجه ی انباشته شدن عوامل متعدد و وسعت یافتن انحرافهای چندی است که در طول چند قرن پایه ها را از هم پاشیده و ما را از اوج به حضیض سقوط داده است که مجموعه ی آنها را می توان در دو عامل درونی وبیرونی خلاصه کرد:
-عامل درونی؛انحراف سیاست وتربیت،یعنی هدایت و رشد انسانها با مدیریت الهی،تدبیر و سامان نگرفت.
-عامل بیرونی؛بر اثر ضعف تربیت و انحراف سیاست ،از یک سو آموزه های غیر دینی و بیگانه به صورت ارزشها و هنجارهای پذیرفته شده مورد تقلید قرار گرفتند و از سوی دیگر اقتدار ملی به علت تربیت غلط و نارضایتی از انحراف سیاسی،مخدوش و سلطه و سیطره ی بیگانه بر ملت ودولت إسلام هموار گشت. (یاد داشتها بر داشتها ص١٦٩)
انسان

انسان را نمی‌توان بدون خدا و بی‌حضور او در زندگی تصور کرد. انسانیتِ انسان، با خداگرایی گره خورده است و حیات معنوی و زندگی مادی انسان در پرتوی همین اندیشه و احساس دوام و بقاء یافته است. هجمه‌های فکری و فرهنگی برای بریدن انسان از اردوگاه الهی، اثرگذار بوده ولی کارساز نبوده است. شیاطین هرگز نتوانسته‌اند عرصه‌های حیات انسان را از یاد خدا تهی کنند.(یادداشتها بر داشتها صفحه 73)

انسان
در مکتب انبیاء الهی یک انسان مساوی همه است، لذا هدایت یک نفر نیز مطلوب است و از آن تعبیر به احیاء نفوس شده است، اگر یک نفر بصیرت پیدا کند و حقیقت را بشناسد و بجای از پی سراب رفتن به سوی جویبار زلال و جاری هدایت الهی رهسپار شود، گویا اینکه یک نسل ره یافته‌اند و به منزل رسیده‌اند. در جوامع روایی ما آمده است، پیامبر بزرگوار اسلام(ص) در مقام تبلیغ دین خدا فرمودند: «اگر یک نفر بدست تو هدایت یابد خیر و برکت آن، از آنچه در شعاع تابش خورشید در مابین شرق و غرب قرار دارند، برای تو بیشتر است»1(عاشورا در آیینۀ تاریخ و ادب صفحه 38)

 

1. بحارالانوار ج 21 ص 361/ پیامبر اسلام(ص) خطاب به علی(ع) در موقع اعزام وی به یمن فرمود.

انسان/امانت الهی
انسان از بدو آفرینش با گذر از مراحل تکامل طبیعی و جسمانی با ارتقاء به شرف نفحه ی رحمانی،ردای خلافت الهی را بر دوش می گیرد،بی آنکه متوجه بشود پذیرش این مسئولیت أمانتی بس سنگین را بر عهده ی أو می گذارند که باید به دقت و مراعات تمام،آن را به صاحب أصلی بازگرداند.
آسمان بار امانت نتوانست کشید. قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند

امانت چیزی جز خود انسان نیست، وگرانبهاتر از أو نیز در عالم وجود ندارد به شرط آنکه غبار خاک چهره أش را زنگار ندهد و حباب آب أو رانفریبد بلکه به طریق فطرت با روح الهی پیوندد را استوار نگهدارد و به برکت آغاز"از اویی"پایان و فرجام"به سوی اویی"را به زیبایی رقم بزند.
باز گرداندن این امانت با آزمونی سخت همراه است،عبور از دالان حیات و ممات،گذرگاهی پر خطر است و رهگذران جز به رحمت الهی از بدی در أمان نمی مانند،و نشان می دهند که کدامیک، نیک عمل کرده اند و برای فردای خویش چه انداخته اند.هوشمندان این جمع کسانی هستند که لحظه لحظه ی خود را بررسی می کنند و برای هر منزلی زاد و توشه ای می گیرند،چون می داند اختیار هر آنچه در آسمانها و زمین است در دست خداوند است و نه تنها از تلاش و عمل آنها که از فکر و ذکر آنها نیز چه در پنهان و چه در آشکار محاسبه خواهد کرد. (محاسبه ی نفس. ص١٣)

انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)

امت ما «با نفی هرگونه سلطۀ غربی و شرقی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» می خواهند. آرزوی آنان «برافراشتن پرچم لا‌اله‌الا‌الله و محمد رسول الله صلی الله علیه و آله در عالم است».
این قیام حرکتی مستمر تا تجلی آیت حق بر روی این کرۀ خاکی است و «تا بیرق لا اله الا الله در جهان به اهتزاز درنیاید و بانگ تکبیر بر مأذنه‌ها طنین نیافکند، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم». این قیام و نهضت جوهرش اسلام است، منافع زودگذر حزبی و گروهی و حتی ملّی عامل اصلی آن نیست. امت برای اسلام و ارزشهای اسلامی قیام کرده است و برای آن آمادۀ جانفشانی است. وحدت رمز پیروزی ماست، ملت ما با یک دست قرآن و با دست دیگر اسلحه گرفته است تا از شرف و حیثیت اسلامی خود دفاع کند.1(یادداشتها بر، داشتها صفحه 12)

1. برگرفته از کلمات و سخنان حضرت امام خمینی(ره)

انگیزۀ قیام امام حسین(ع)

قیام امام حسین علیه السلام هیچ انگیزه ای جز اجرای امر خدا و هیچ هدفی جز تقرب به خدا نداشته است و همۀ حرکتها و تلاشها و خواسته ها و مطلوبها در این راستا بوده است. اگر با ظلم ستیزه می کند بدین جهت است که خداوند با ظلم وستم مخالف است. اگر با منکرات فساد و تباهی حکومت اموی مقابله می کند به این خاطر است که دین خدا برای حاکمیت معروف و صلاح و رشد در میان مردم آمده است.(عاشورا در آیینۀ تاریخ و ادب صفحه 17)