خاطرات و خطرات

روز پدر و یادی از پدرم

روز ولادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام که به حق "روز پدر" نامیده شده است، نزدیک است. سیزده ماه رجب المرجب زاد روز آن یگانه ی تمام روزگاران است و به تعبیر پیامبر بزرگوار اسلام صلوات الله و سلامه علیه و آله؛ من و علی پدران این امت هستیم. آری این روز مبارک در میان ما نیز به روز پدر شهرت یافته است و به همین بهانه فرزندان از پدران خود تجلیل و تکریم می کنند.
من نیز این فرصت را در تعطیلات نوروزی غنیمت شمردم تا بر سر مزار او حاضر شوم و با قرائت فاتحه و یاسینی از اویاد کنم ، رحمةالله تعالی علیه

بی‌تعارف با دکتر محمدیان (۳)

بسم‌اللّه الرحمن الرحیم

گفت‌وگوی بی‌تعارف با استاد محمدیان زنگ فراغت ما برای آشنایی بیشتر با زندگی علمی و عملی ایشان است. هرچند برخی پرسش‌ها غیرمتعارف به نظر می‌رسد ولی ما به خود جرأت دادیم از ایشان بپرسیم. هرچند ایشان به برخی سؤال‌ها به اکراه جواب دادند اما اصرار ما بر دریافت جواب بی‌اثر نبود. البته این گفت‌وگوها در چند جلسه در لابلای یک گفت‌وگوی تخصصی در حوزۀ تعلیم و تربیت و قرآن پژوهشی انجام شده است که در آینده در اختیار علاقمندان این حوزه قرار خواهد گرفت.

بی‌تعارف با دکتر محمدیان (٢)

گفت و گوهای رسمی و اداری، گاهی گوینده و شنونده را دچار چارچوب های خشک و رسمی می کند ولی بهانه هایی به دست می آید که فضای یک گفت و گوی رسمی و یا در گفت و گو با یک مقام رسمی اداری تبدیل به فرصت برای حدیث اُنس بشود و نقبی به درون و پشت پرده افکار افراد زده شود.
گفت و گوی رو در رو و بی تعارف با دکتر محمدیان در لابلای گفت وگوهای رسمی و اشتغالات فراوان ایشان می تواند زنگ فراغتی تلقی شود که ناگفته ها و ناشنیده هایی را در دسترس ما قرار دهد.

بی تعارف با دکتر محمدیان (١)

بی تعارف
1- شما با نقد و پرسشگری موافقید یا مخالف؟
من با نقد و پرسشگری سازنده موافقم و اتفاقا باید از نقد و پرسشگری سازنده تقدیرکرد. در نقد و پرسشگری سازنده، گفت وگو حاکم است و معیار قانون، اسناد بالادستی و میثاق های ملی و گفت و گوها متکی به برهان و منطبق با معیارهای علمی و توجه به مصالح ملی و منطبق با اسناد قانونی صورت می گیرد. این روش می تواند مسیر توسعه فرهنگی را شتاب و امنیت بخشد.
2- با چه روشی از نقد مخالف هستید؟

بیست و نه بهمن ١٣٥٦

بسم الله الرحمن الرحیم

هفت‌خین به جای هفت‌سین در جبهه

معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش گفت: رزمندگان به جای هفت‌سین، در جبهه هفت‌خین درست کردند یعنی این سفره از خاک،‌ خمپاره و خنجر تشکیل شده بود.

ماجرای پخش اعلامیه مقابل دبیرستان و بازداشت ۳ روزه

رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی گفت: تعدادی از اعلامیه‌ها را پخش کردم اما سربازان متوجه این موضوع شدند و مرا گرفتند.

تذکرة الاساتید(٤)

سال پنجم ابتدایی، در دوران تحصیلم به نوعی نقطه ی عطف تاریخی است . در آن سال مدرسه ی سلیمی از مدرسه ی پسرانه تبدیل به مدرسه ی راهنمایی دخترانه شد. اولین سالی بود که دوره ی راهنمایی تحصیلی راه اندازی شده بود و ما را ( دانش آموزان دوره ی ابتدایی سلیمی را به مدت دو ماه به مدرسه ی نوبری که امروز نام عمار برآن نهاده اند نهاده اند ، منتقل کردند و بعد از دو ماه پس از افتتاح مدرسه ی جدید الأحداث افتخار السادات به آنجا رفتیم. دبستان افتخار السادات در خیابان بهار آن روز و شهید رنجبر امروز واقع است . تقریبا فاصله ی هر مدرسه به خانه ی ما به یک اندازه بود.

تذکرة الاساتید (٣)

خداوند متعال برایم نعمتهای زیادی مرحمت کرده است . وقتی به خود نگاه می کنم در خود چنین استحقاقی را نمی یابم.شاید نتیجه ی دعای خیر صاحب نفسی بوده و یا اجابت دعوتی از گذشتگان از پدران و مادران بوده است! نمی دانم . ولی هرچه است از خداوند عاجزانه با تضرع و ابتهال می خواهم که از جنس سنت استدراج نباشد. یکی از آن نعمتهای خوب و ارزشمند در کنار داشتن والدین خوب، نعمت معلمان و اساتید در طول سالهای تحصیلم چه در مدرسه و حوزه و دانشگاه بوده است. همیشه معلمان و اساتیدم جزو خوبان بوده اند.

تذکرةالاساتید(٢)

دوره ی ابتدایی را بین سالهای ١٣٤٨ تا ١٣٥٣سپری کرده ام . خاطرات آن روزها و آن سالها را ، ای بسا با جزئیاتش، به خاطر دارم و گاهی همچون پرده ی سینما از جلو چشمم می گذرند. البته برخی از این خاطرات را در کتاب "روایت روزگار کودکی" نقل کرده ام. چهره ی مهربان معلمان و آموزگارانم در دوره ی ابتدایی الآن هم برایم قابل تصور است و حتی می توانم ردیف و نیمکتهایی که روی آنها می نشستم ،هم کلاسیهای کنار دستم را نیز به یاد بیاورم و فضای آن روزها را حس کنم. در دوره ی ابتدایی از روزهای اول سال تحصیلی خاطره ی خوشی ندارم .

تذکرة الاساتید(١)

اولین معلم و استادم مرحوم پدرم بود. پیش از آنکه به صورت رسمی به مدرسه بروم ،خواندن و نوشتن و عددنویسی را از روی کتابهای اکابر( پیکار با بیسوادی) از ایشان آموخته بودم، بعد از آن نیز رو خوانی قرآن را با روش هجّی کردن از ایشان یاد گرفتم. البته آن زمان مرسوم بود قرآن را از عمٌ جزء یا همان جزء سی ام که بدایت آن آموزش حروف الفبا و حرکات و آموزش اذان و حمد و سوره و تشهد وسلام و ابجد خوانی بود، یاد می گرفتند.

دانش‌آموزی که نزد امام خمینی(ره) مقاله خواند و تحسین شد

خبرگزاری تسنیم: رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی با اشاره به خاطره دیدارش با امام خمینی(ره) گفت: در دوران دانش‌آموزی با اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی به دیدار امام رفتیم که بنده در این دیدار مقاله‌ای را خوانده و مورد لطف ایشان قرار گرفتم.