اسلام و خانواده

سلامت و نشاط در یک خانواده متعادل چگونه تأمین می شود؟
وقتی ما صحبت از خانواده متعادل می کنیم، در حقیقت از مجموعه ای گفت‌وگو می کنیم که افراد آن نسبت به توانایی های خود آگاهی دارند و میان خواسته ها و توانایی هایشان تناسب و تعادل وجود دارد و از افراط و تفریط در روابط خود با دیگران پرهیز می کنند.
خانواده متعادل نسبت به خود بصیرت دارد و در اعضای خانواده نوعی اعتماد به نفس برای پیمودن راه کمال وجود دارد. آنان در برابر مشکلات و ناملایمات جا خالی نمی کنند و شکیبا هستند و در خوشی ها و راحتی ها نیز عنان اختیار و حاکمیت بر خود را از دست نمی دهند. پدر و مادری که دارای این خلق و خوی و روش و منش باشند حتماً فرزندان را به‌نوعی تربیت می کنند که در هر مرحله از رشد جسمی، عاطفی، ذهنی و ... به توانایی ها و استعدادهای خود توجه کنند. آنان همین خواسته ها را از فرزندانشان طلب می کنند.
قرآن در بحث تکلیف در یک نکته ی زیبا، می فرماید: «خداوند کسی را خارج از توان و قدرتش به کاری وانمی دارد و از او تکلیف نمی خواهد» در جای دیگر در سوره ی طلاق پیرامون مسائل خانواده می فرماید: «خداوند هیچ کسی را جز به قدر آنچه به او داده است تکلیف نمی کند».
در یک خانواده متعادل، انتظارات خارج از اعتدال، مطرح نمی شود. الان بسیاری از نگرانی، اضطراب و تشویش خاطرها از وسعت یافتن انتظارات، بدون توجه به توانایی ها و امکانات است.
خواسته و اقدام انسان بدون ارزیابی این دو نکته باعث ناکامی فرد می شود. عدم موفقیت، باعث روحیه یأس می شود و افسردگی را در اعضای خانواده ایجاد می کند. اعضای خانواده به‌خصوص فرزندان دچار بدبینی به آینده می شوند و از پذیرش مسئولیت ها شانه خالی می کنند.
همه این ها، عوامل زایل کنندۀ شادابی و طراوت و سرزنده بودن خانواده است. بچه ها و فرزندان خانواده ای شادابند که مسئولیت سپاری از روال صحیح و قانونمندی تبعیت کند و بچه ها به آینده از دریچۀ خوشبینی نگاه کنند. نسبت به استعداد و توانایی خودشان وقوف داشته باشند. نسبت به تمایلات اصولی و خواسته های منطقی آنان توجه و عنایت شود. انتظاراتی که از آنان دارند به‌جا و مناسب باشد. پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «خداوند مورد لطف و رحمت خود قرار دهد پدر و مادری را که از فرزندان خود بیش از تحمل و طاقت آن ها انتظار ندارند».

چگونه می توان به استعداد و توانایی های فرزندان و علایق آنان به دور از انتظارات توجه کرد؟!
استاد ما محدث تبریزی نکته ای را از شیخ بهایی رحمت الله علیه در تفسیر آیۀ بیستم سورۀ حدید نقل می‌کردند که به حسب ویژگی های رشد انسان و مراحل زندگی انسان تربیت یافته است. آیه می فرماید: «بدانید زندگی دنیا عبارت است از بازی (خصیصۀ دورۀ کودکی) و سرگرمی (ویژگی دورۀ نوجوانی) و زینت (ویژۀ دورۀ جوانی) و تفاخر بین همدیگر (از خصلت های دورۀ میانسالی) و افزون خواهی در ثروت و اولاد) از ویژگی های دورۀ پیری البته در آخر می فرماید: «زندگی دنیا جز کالا و متاع فریبنده نیست».

با توجه به دیدگاه قرآن کریم، حال چه باید بکنیم. آیا خصلت ها و غریزه ها و یا هر چیز دیگری که نام می گذاریم باید سرکوب بشود؟! اگر خداوند می خواست که این خصلت ها سرکوب شوند چرا آن ها را در سرشت و وجود ما قرار داده است؟ یا این که، این خصلت ها برای رشد، تربیت و بهره‌گیری انسان لازم است؟
به اعتقاد ما هر آنچه که خداوند در سرشت ما نهاده در بیرون برای آن پاسخ مناسب مهیا کرده است هر نیاز دورنی ما در بیرون، دو پاسخ دارد: یکی ما را به مقصد و مقصود می رساند و غرض یافتن همین پاسخ مناسب است و دیگری بیان نادرست و ناصواب است که ما را از مقصد دور می-کند. مثلاً جواب نیاز غریزۀ خوردن و آشامیدن با آب و غذای سالم و ناسالم در بیرون مهیا است. فطرت خداگرایی هم همین‌طور است. گروهی خدا را می پرستند و گروهی معبودهای غیرواقعی را.
خداوند متعال در سرشت ما این مراحل از حیات را قرار داده است که در هر مرتبه ای به چیزی گرایش بیشتر داریم. از این علایق و گرایش ها باید در جهت رشد صحیح استفاده کرد و بهره برد.
گفتیم که ویژگی دورۀ کودکی، دورۀ بازی است. این دوره را خداوند برای آموزش و یادگیری قرار داده است تا بچه ها بازی کنند و در بازی آموزش ببینند و از بزرگ ترها تقلید کنند. اساساً بازی میدان خوبی برای کودک است که بتواند احساساتش را بروز دهد. عواطف و علاقه اش را نشان دهد و آنجا که لازم می بیند گاهی کنترل کند. بازی عقل اجتماعی کودکان را رشد می دهد و امکان و فرصتی را فراهم می کند که اگر در طول بازی با مشکلاتی مواجه شد، درصدد حل یا تفاهم آن درآید. این ها آمادگی های لازم برای دوران بعد را در کودک ایجاد می کند. دین به این موضوع زیبا نگاه می کند. امام صادق(ع) از واپس زدن این تمایل، نهی می کند و می فرماید: «بگذار فرزندت تا هفت سال به بازی بپردازد».
حضرت پیامبرصلی الله علیه وآله می فرمایند: برای هر کسی که کودکی نزد اوست، باید برای او کودک باشد. یعنی باید رفتارهای کودکانه انجام دهد و خود را به‌صورت همبازی آنان درآورد. در داستان کودکان یتیمی وقتی بچه ها گریه می کردند، حضرت علی(ع) بعد از آن همه مهربانی و لطف برای آن که بچه ها بخندند صدای گوسفند یا شتر در می آورند. این کار را حضرت زمانی انجام می دهند که حکومتش از کوفه تا مصر و ایران بخشی از آفریقا را فرا گرفته است.
در داستان برادران یوسف در قرآن می بینیم که حضرت یعقوب(ع) به هیچ وجه راضی نمی شد یوسف به همراه برادرانش به صحرا برود، ولی برادران یوسف با این استدلال که او بچه است و نیاز به بازی دارد، او را با ما بفرست تا بازی کند، قانع می کنند.
در واقع این برخوردها توجه اسلام را به بازی کودکان می رساند. خداوند در نهاد کودک عشق و علاقه به بچه های هم سن و سال خودش را قرار داده تا آنان از جمع شدن و بازی با هم لذت ببرند.
دورۀ نوجوانی هم همین‌طور است. دورۀ سرگرمی یا دورۀ لهو به معنای سرگرمی یا چیزی که انسان را مشغول کند، است. در دورۀ نوجوانی انسان به سرگرمی های گوناگون، به شنیدن داستان، تماشای فیلم و تلویزیون، ورزش، شرکت در مسابقات و کارهای هنری و ... میل فراوان پیدا می کند. خداوند این خصلت و خواست روانی را در این مرحله در انسان شکوفا می کند تا انسان از طریق شنیدن داستان های آموزندۀ گذشتگان، دیدن فیلم ها، بازدید از مکان های تاریخی، سیر در طبیعت، انجام ورزش، تمرین مهارت ها و فنون به پرورش و تربیت خود بپردازد. این خصلت نوجوانی است اما از طرف دیگر او نیاز به راهنما و کمک دارد. این امکانات باید برای او فراهم شود، اگر امکانات سلام نباشد، یقیناً دیگران هستند که به‌صورت کاذب به این نیازها جواب می دهند.

آیا موضوع زینت و آراستگی و به روز بودن جوانان به لحاظ ظاهر، از ویژگی ها و نیازهای دورۀ جوانی است؟ آیا بود و نبود این ظاهر در تعادل خانواده نقش دارد؟
زینت به معنای آرایش و پیرایش یا جواهر و زیبایی بالاخره آراستگی است. برخی از دانشمندان اشاره کردند که زینت آن چیزی است که در دنیا و در آخرت باعث عار و ننگ انسان نمی شود بلکه برای او مایۀ افتخار و مباهات است.
در قرآن نیز به زینت با همین لفظ اشاره شده است، اما یک تقسیم بندی و دسته بندی هم از کاربرد این واژه به چشم می خورد.
مثلاً یک دسته زینت های باطنی و درونی است، مانند علم و اعتقادات و دیگری زینت های بدنی و یا وسایلی است که به اندام زینت می دهد. قرآن دربارۀ زینت بانوان می فرماید: نباید اندام زیبا و زینت‌هایشان آشکار شود.
اشارۀ دیگر قرآن به زینت خارجی مثل مال و ثروت، فرزندان و شوکت و جلال و ... است.
امـا با ملاحظۀ آیـات دیگری که در آن ها لفظ زینت بـه‌کـار رفتـه است وجـود صفـات و ویژگی‌هاست. از جمله روشنی، پاکی، صافی، سادگی، عظمت، موزون بودن، ترتیب، تناسب، هماهنگی و قرینه و ... است.
دورۀ جوانی، دوره ی شکوفایی علاقه انسان به این صفات و ویژگی هاست که در هر چیزی باشد آن را زیبا می کند و زینت می بخشد. در دوره ی کودکی و نوجوانی شاید این علاقه کم باشد، مثلاً مرتب و منظم کردن یا ترتیب و توازن داشتن اشیاء خیلی برای کودک و نوجوان اهمیت ندارد، اما برای جوان با اهمیت است. جوان علاقمند است موهایش را شانه کند. عطر استفاده کند. لباس زیبا بپوشد. آرایش کنـد. در چیـدن وسایل منزل، دوختن پرده، رنگ فرش و دیوار خانه و ... تناسب و هماهنگی به‌کار می برد. در محل کار می خواهد وسایل کار، میز کار یا مثلاً اجناس مغازه هماهنگ باشد. در موقع گفت‌وگو از کلمات مناسب، موزون و لطیف استفاده می کند یا مثلاً به تناسب اجزا بدن خود توجه می کند و صدها موضوع دیگر که از دید زیباشناسی و زیباگرایی مورد توجه جوان است. مثلاً همین جوانی که به مرحله ی ازدواج رسیده است، علاقه دارد برای مراسم عقد و عروسی از تمام مظاهر زیبایی و تناسب استفاده کند و ....
اسلام دین فطرت است. این گرایش را در انسان می شناسد و خدا این گرایش را برای تربیت و رشد در نهاد او قرار داده است. به این گرایش نیز جواب مناسب ارائه می دهد. اسلام مقرر کرده که زن و مرد هر کدام طبق سرشت خود از زینت ها، لباس و جواهر استفاده کنند. لباس حریر طبیعی و طلا که برای مرد حرام است، برای زنان مجاز دانسته. نظافت و آرایش برای همسر را از وظایف و حقوق همسری شمرده است. آراسته بودن مردان را برای همسران خویش سفارش کرده است. چرا؟ برای این که اعضای خانواده با فطرت کمال‌جوی خویش، با فطرت زیباگرای خویش، با فطرت جمال‌خواه خویش به یکدیگر بیشتر بپیوندند و عشق و مودت میان زن و همسر، بیشتر شود و کانون خانواده گرم و مستحکم شود.
اما پاسخ نامناسب به این گرایش درونی، آن است که همین غریزه و عشق به جمال و زیبایی و زینت از حدود مرز شرع خارج شود. به تعبیر حضرت مولانا، چون، زیبایی مار، خوش خط خال شوند که آدم را فریب دهند و کام انسان را تلخ و زندگی را بر وی تنگ گرداند. برای همین است که اسلام مرز و حدودی را برای زینت قرار داده است.
البته سرکوب این گرایش نیز محکوم است. قرآن می فرماید که: «قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده».
البته اگر ما آسیب می بینیم به این دلیل است که اعتدال و تعادل را در این امور حفظ نمی کنیم و تابع هوس خود می شویم. افراط و تفریط هر دو برای خانواده متعادل بسیار خطرناک است.

گفتگو با دکتر محمدیان، روزنامه انتخاب، 27 اردیبهشت 1380

نظرات

نکات بدیعی درباره زینت زن و آراستگی او بیان شده است ،فکر می کنم این موضوع جا دارد بیش از این مورد بحث قرار گیرد.

من به صورت تصادفی با سایت شما مواجه شدم از این مصاحبه با آنکه حداقل ده سال از زمان آن گذشته بسیار استفاده کردم خواهش می کنم آراء و نظرات جدید استاد را نیز منتشر کنید و یا اینکه در این زمینه درباره موضوعات جدید خانواده و مسائل ویژه زنان و بانوان با ایشان گفت وگو کنید.با احترام و سپاس

نظر دهید

3 + 4 =
حاصل جمع بالا را وارد کنید.