درسی از یک قضاوت

بسم الله الرحمن الرحیم
هفته ی قوه ی قضائیه، یادآور شهادت آیةالله دکتر سید محمد حسینی بهشتی و هفته ی مرور بر تلاشها و مساعی قضات و دست اندرکاران نظام قضایی و تکریم مردان عدالت و دادگستری است.
ضمن گرامی داشت هفته ی قوه ی قضائیه، به روح بلند شهید مظلوم آیةالله بهشتی درود می فرستیم.
در این یادداشت قصدم پرداختن به این مناسبت نیست ولی بی ارتباط با قضاوت هم نیست، بلکه نقل یک خاطره ی قضایی است که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت شده است و باز خود حکم مورد نظر نیست، بلکه برخورد احدی از متخاصمان است که برای امروز حتما عبرت‌آموز است.
سالها قبل، در دوره ی نوجوانی، کتابی به نام قضاوتهای امیر المؤمنین علیه السلام خواندم. الان یادم نیست این کتاب ترجمه ی کتاب قضاوتهای امیرالمؤمنین مرحوم علامه شوشتری بود و یا تالیف مرحوم شیخ ذبیح الله محلاتی. اما مختصر ماجرا این است که نقل می کنم:
"روزی دو زن درباره ی کودکی ادعای مادری کردند و هر کدام مدعی بود، مادر آن کودک اوست و آن کودک فرزند اوست. امیرالمؤمنین علیه السلام هر چه و سؤال جواب کرد و استفسار نمود موضوع روشن نشد و هیچکدام از آن دو زن نیز کوتاه نمی آمدند و بر ادعای خویش پافشاری می کردند. یکباره علی علیه السلام شمشیر برّانی خواست و رو به آن دو زن کرد و فرمود: حال که شما هیچ دلیل قانع کننده و روشنی برای اثبات ادعایتان ارائه نمی کنید و از ادعای خود نیز کوتاه نمی آئید، مجبورم این کودک را با شمشیر دو نیمه کنم و هرکدام از شما نیمه ای را بردارید تا ترک تخاصم شود." در این بین یکی از زنها فریاد کشید یا علی! دست نگهدار که من از حق خود گذشتم. امیرامؤمنین تا این سخن را شنید، فرمود مادر واقعی این کودک این زن است، کودک را به او بدهید و زن دیگر به جهت ادعای دروغ و خلاف واقع مؤاخذه شود. همه شگفت زده شدند، علی علیه السلام فرمود: "این عاطفه و دلسوزی مادرانه است که زندگی فرزندش را برحق خودش ترجیح داد."
شما از این حکایت و روایت چه برداشتی دارید؟ آیا این قضاوت را نمی توان الگوی برخورد در حل برخی اختلافها قرار داد؟
آنهایی که مدعی انقلابند و در پیروزی انقلاب اسلامی زحمتی کشیده و خون دل خورده اند حتما راضی نمی شوند انقلاب آسیب و لطمه ای بخورد، آنها اگر محقّ هم باشند برای خاطر انقلاب سکوت می کنند تا اساس انقلاب به قوت و قدرت بماند هرچند خود آنان در حاشیه قرار گیرند. همچنانکه خود امیر مؤمنان علیه السلام در موضوع جانشینی پیامبر اسلام صلوات الله و سلامه علیه و آله برای حفظ کیان اسلام بیست و پنج سال خانه نشینی و سکوت را بر قیام و ستاندن حق خویش ترجیح داد. تلخی این معنا را می توان در خطبه ی شقشقیه در نهج البلاغه دید و شنید و چشید.
آیا انقلابیون واقعی می توانند به بهای لطمه دیدن انقلاب اسلامی، برای به چنگ آوردن قدرت با هم منازعه کنند؟!
حتما جواب شما هم مثل من خواهد بود: هرگز!!
گاهی سکوت فضیلتش، از چند بار سخن گفتن بیشتر و پر اثرتر است.
الهی ارنا الاشیاء کما هی.

نظرات

سلام بر امام المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام
به اعتقاد من بالاترین ایثار علی علیه السلام ،برای حفظ اسلام و قران بیست و پنج سال سکوت اوست نه بیسو سه سال جهاد او.
چرا که بیست و پنج سال سکوت او جهاد اعظم (مبارزه با نفس) بود و مابقی جهاد اصغر.

ای شیعیان
ای پیروان ولایت
ای رهروان راه شهیدان
اجازه ندهیم پرچم عمر و عاص بالا بیاید و قصه حکمیت تکرار شود
علی را تنها نگذاریم

نظر دهید

Plain text

  • Allowed HTML tags: <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • No HTML tags allowed.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Lines and paragraphs break automatically.
5 + 13 =
حاصل جمع بالا را وارد کنید.