سمیح القاسم شاعر مشت و دشنه

منظورم "سمیح القاسم" است، شاعر فلسطینی، شاعر مشت و دشنه و شاعر خون و انقلاب، پژواک دهنده ی غم و اندوه مردم سرزمین آتش گرفته ی فلسطین.
سمیح القاسم، از شاعران تأثیر گذار جهان عرب بود که تمام زندگی خود را در غربت و هجرت و یا زندان و تبعید سپری کرد ولی پایدار در مبارزه شعر مقاومت سرود . او بهمراه محمود درویش و معین بسیسو مثلث شعر مقاومت فلسطین را شکل دادند، شعراو نه تنها در مضمون وفادار به مقاومت بود بلکه در فرم و ساختار نیز بدیع و حماسی و آکنده از صمیمیت و صلابت بود. دکتر امیل توما او را "شاعر الغضب الثوری، شاعر خشم انقلاب" می نامد و دکتر رقیه زیدان لقب "قیثارة فلسطین ،گیتار فلسطین" را بر او می نهد همچنانکه دکتر متوکل طه او را "شاعر بزرگ عرب ، شاعر العرب الأکبر "معرفی می کند.
او شاعری بود که خون خود را بر کف نهاده برای فلسطین مبارزه می کرد و چون دعبل چوبه ی دار خود را بر دوش می کشید.معروف است ؛ وقتی در جنگ جهانی در قطار همراه خانواده و دیگران در حالی که نوزادی بیش نبود،فرار می کردند، گریه سرداد همراهان نتوانستند او را آرام کنند، به اندازه ای که می ترسیدند از صدای گریه ی او دشمن متوجه آنها شود و یکی خواست او را بکشد ،پدرش مقابله کرد و مانع شد . او بار ها از این خاطره اینچنین استفاده می کرد: " حسناً قد حاولوا إخراسی منذ الطفولة سأریهم سأتکلّم متی أشاء و فی ایّ وقت و باعلی صوت لنْ یقوی احدٌ علی إسکاتی "

نظر دهید

6 + 6 =
حاصل جمع بالا را وارد کنید.