فقهای جوان

بسم الله الرحمن الرحیم
شاید این عنوان براى این نوشته، موجب تعجب یا سؤال خوانندگان محترم باشد؛ که مقصود از این عنوان چیست؟ و یا اینکه چرا به این موضوع پرداخته شده است؟!
البته مراد از فقیه و فقها معمولاً براى خواننده و یا شنونده ى این واژه روشن است. فقیه یعنى کسى که توانایى استنباط احکام شرعى را از روی ادلّه ى تفصیلیه دارد و مى تواند با کاربست متد و روش اجتهاد تکلیف فردى و اجتماعى را با اتکا به منابع فقهى یعنى کتاب و سنت و عقل و اجماع دریافت کند. و اما جوان ، وصف سن و سال اوست. یعنى همان که در عرف عامه ى مردم به این وصف مى شناسند و سن آنها به چهل نرسیده است و یا در همین حدود است.فقیه یا فقهاى جوان کسانى هستند که در سنین جوانى حائز قدرت استنباط و تشخیص تکلیف و احکام شرعى از روى دلائل و منابع شده اند.
البته شاید کسانى که با فقه و تاریخ فقاهت و فقها آشنایى نداشته باشند از روی استبعاد به این موضوع نگاه کنند و آن را بعید بشمارند ولی در تاریخ علماء و فقهاء ما فقیهانی بوده اند که در سنین جوانی واجد ملکه ی اجتهاد شده اند و بالاتر از آن درباره ی برخی از فقهاء نقل شده است که آنان پیش از سنین تکلیف به این رتبه دست یافته و از تقلید غیر مستغنی بوده اند.البته این تعداد( یعنی مجتهدان قبل از سن بلوغ)اندک بوده است.و صد البته این رتبه و منزلت در کتب تراجم و رجال جزو افتخارات طایفه ی امامیه شمرده شده اند و در بین مراجع تقلید معاصر و فقهای روزگار ما نیز، چنین فقیهانی بوده اند و هستند که در سن زیر سی سال به تصدیق اساتید خود به درجه ی اجتهاد رسیده اند . به عنوان مثال استاد ما ، حضرت آیةالله العظمی فاضل لنکرانی قدّس سره در بیست و چهار سالگی واجد این خصیصه بوده و در محضر درسی ایشان در سطوح عالی ، در دوره ی زعامت آیةالله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه ،شاگردانش حضور می یافتند که به لحاظ سنی از ایشان بزرگتر بودند. و یا درباره ی آیةالله شهید محمدباقر صدر رحمةالله علیه مشهور است که حضور ایشان در دروس خارج فقه و اصول آیةالله خویی رضوان الله علیه ،در سنین نوجوانی و جوانی محل إعجاب استاد و هم درسان ایشان بوده است.
البته اهلِ فن و تحقیق می دانندکه شهرت اجتهاد بزرگانی همچون مجلسی دوم ، نراقی دوم ،شیخ اعظم انصاری و یا شیخ بهائی و سید مرتضی علم الهدی و شیخ جعفر کاشف الغطاء رحمهم الله در عنفوان جوانی مشهور عام و خاص است.
یاد أور می شود در این نوشته قصد این نیست که تاریخچه ی فقهاء بازگو شود ، بلکه مراد آن است که اولّاً دستیابی به درجه ی فقاهت در جوانی نا ممکن نیست و استبعادی ندارد و ثانیاً این توفیق مایه ی افتخار و موجب شکوفایی و نشاط علمی در حوزه های علمیه است. ثالثاً تصدی أموری که بر عهده ی فقیه آست نه تنها بر فقیه جوان رواست بلکه در صورتی که به قدر کفایت کسی بر این امور قیام نکند بر وی واجب می گردد.
این مطلب را به این خاطر یادآوری می کند که برخی از آقایان محترمین و اساتید بزرگوار در آستانه ی برگزاری انتخابات مجلس خبرگان، اعلام آمادگی فقهای جوان را برای حضور در این عرصه ،مصلحت ندیده و حتی برخی بر نتافته اندو در مقام هشدار یا تذکر از آن به تعبیر سخیف " خبرگان جای بچه ها نیست" کرده اند.
بنده نیز قائل هستم که مجلس خبرگان، مجلس فقهاء است وشرط لازم آن فقاهت است اما نه در متون دینی و نه در متون حقوقی و قوانین موضوعه ، شرط سنی برای اجتهاد وارد نشده است،بلکه شرط اجتهاد داشتن ملکه ی اجتهاد و قوه ی استنباط است.در قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری حداقل و حداکثر سن بیان شده است اما درخبرگان چنین شرطی نیست.
این اشکال شاید از روی مصلحت اندیشی برخی بزرگواران مطرح شده است ولی گمان می رود خود این بزرگواران میانگین سنی دوره های اول خبرگان و حتی اولین دوره ی عضویت خودشان در این مجلس وزین وخطیر را از یاد برده اند.
لازم به ذکر است که این ایراد را شورای نگهبان نیز بیان نکرده است چرا که در دوره های پیشین و حتى در این دوره اخیر نیز که فهرستى از واجدان شرایط را اعلام کرده اند که در همین گروه سنى جوان قرار دارند مانند برخى از فضلاى واجد شرایط عضویت در خبرگان که در استان هاى آذربایجان شرقى و غربى و زنجان و تهران داوطلب شده اند.
اگر این مسئله را صاحب این قلم تذکر مى دهد حتما شائبه ی این نخواهد بود که سنگ خود را به سینه مى زند، چون هم سن جوانى را پشت سر گذارده است و هم داوطلب انتخابات خبرگان در این دوره نیست.
اما از منظر دیگر نیز حضور فقهاى جوان را در نهادهای حکومتى به ویژه مجلس خبرگان بسیار ضرورى مى داند و اساسا روال حکومتى در ارکان نظام سیاسی و ادارى در بسیاری از کشورها همین است که انتقال قدرت، مسئولیت و تجربه به صورت آرام و تدریجى از سوى پیشکسوتان به نیروهای جدید و تازه نفس انجام مى پذیرد.حتی در وزارتخانه ها و نهادهای تأسیسی به صورت إلزامی کارکنان را در نیمه ی سنوات خدمتی بازخرید یا بازنشسته ی اجباری می کنند و به جای آنها نیروی جدید جایگزین می کنند که سازمان اداری یکباره با رسیدن افراد به سنین بازنشستگی دچار خلاء و شکاف تجربی و بین نسلی مواجه نشود. فرض کنید یک دستگاه امنیتی مانند وزارت اطلاعات که قبلاً سابقه نداشته است ،اگر تاریخ ورود به خدمتِ همه ی کارکنان در یک زمان آغاز و طولِ خدمت آنان بعد از سی سال پایان پذیرد ،تصور کنید چه فاجعه ای اتفاق می افتد؟به همین خاطر است که همزمان با خروج زود رس برخی از نیروها از سازمان ، ورود نیروی جایگزین را فراهم می آورند تا با همراهی هم ،دانش و تجربه ی پیشین با دانش و استعداد و نشاط نیروی جدید و جوان در هم آمیزد و سازمان از انجام وظایف و مأموریتهای ذاتی خود باز نمانَد.
بنا بر این بجاست که این قاعده در ارکان حاکمیت، در قوه ی قضائیه،مجریه و مقننه تسرّی یابد و برخی رجال سیاسی خود را باز نشسته اعلام کنند و با ورود نیروهای جوان و انتقال تجارب زمینه ی تجربه اندوزی مطمئن أنها در کنار پیش کسوتان ، سلامت و دوام نظام سیاسی را تضمین نمایند.
آنچه عرض می کنم فهم آن مسأله پیچیده و غامضی نیست و در عین حال بسیار محتمل است که اگر میانگین سنّی مجلس خبرگان به همین شرایط فعلی باقی بماند در دوره ی بعدی خبرگان ،بعد از هشت سال، چه اتفاقی می افتد! نگوئید عمر در دست خداست! حتماًعمر در دست خداست ولی عمر بالاتر از صد سال نیز حداقل در روزگار ما بعید است. اگر امروز فقیه جوانی با میانگین سنّیِ سی و پنج سال وارد مجلس شود و در کناربزرگان بنشیند و از سلوک و تقوا و بصیرت آنان بهره مند شود در دوره ی بعد یقیناً فقیهانی با تجربه ی حکومتی ، در میانسالی خواهند بود و این کوثر جاری فقاهت در صیانت از اسلام و مسلمین و رهبری نظام اسلامی ، ریشه های حاکمیت دینی را سیراب خواهد ساخت.
به طور قطع توقیر مشایخ بزرگوار و فقهای عظام کهنسال ، منافاتی با تکریم جوانان فقیه که مشمول اراده ی خیر الهی شده اند، ندارد بلکه اینان نیز میوه ی آن شجره ی طیّبه هستند که به إذن پروردگار، کام جان جامعه ی ایمانی را شیرین می نمایند. والسلام علیکم و رحمةالله

نظرات

فقاهت مقوله ی فراتر از سن وسال و قومیّت و حتی ملیت است،خداوند برای هرکس اراده ی خیر داشته باشد او را در دین فقیه می گرداند . ای بسا شخصی در جوانی و حتی نوجوانی به این مرتبه برسد و کس دیگری علیرغم سن بالا و اقامت در حوزه علمیه به این مرتبه نرسد. همچنانکه فقاهت تابع قومیّت و ملیت نیست مثلا فقاهت در انحصار ترک و فارس و عرب و یا ایرانی و عراقی و افغانی باشد . هرکس از هر قوم و ملتی به این درجه برسد و واجد دیگر شرایط باشد بر همه ی شیعیان لازم است از او تبعیت کنند.

آ سیدحسن خمینی فقیه جوان است ایشان را فراموش نکنید. ای کاش احراز صلاحیت منحصر به آزمون نباشد.

قانون باید برای همه اجرا شود ،شورای نگهبان نباید به فشارها توجه کند باید به مُرّ قانون عمل کند فرقی نکند این امام جمعه تهران یا رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه باشد یا وابسته ی هر بزرگواری!

بله قانون باید برای همه اجرا شود به شرطی که هر انگیزه ی سیاسی و غرض ورزی را به اسم قانون ندانند...

ققاهت ستون خیمه ی نظام سیاسی جمهوری اسلامی است، باید میدان تجربه برای فقهای جوان فراهم شود و از تنگ نظری و جنجال آفرینی خودداری شود، به نظر من اجتهاد آقا سید حسن با توجه به تأییده های علماء محرز است و شورای محترم نگهبان بهتر است بر همان اساس اقدام نماید..

با ادای احترام به شورای محترم نگهبان
ولی این پرسش ذهن مرا میازارد،انصافا احراز صلاحیت علمی آقا سید حسن خمینی با داشتن کرسی تدریس و آثار علمی و تأییدیه از برخی علمای طراز اول واقعا کار سختی بود؟! البته نمیخواهم شورا را متهم به جناحی بودن کنم چون افراد نزدیک به خود مثل آقایان صدیقی و رهبر و تقوی امام جمعه های تهران و اصفهان و رییس شورای سیاستگذاری را نیز نپذیرفته اند.

سلام علیکم
حاجی آقای محمدیان در انتخابات خبرگان استان جای شما خالی است. آذربایجان با آن جایگاه علمی و فقهی و داشتن حوزه ی علمیه ی تاریخی برای پنج نفر نماینده ی خبرگان ، تنها شش نفر داوطلب تایید شده دارد. این در شأن تبریز و آذربایجان نیست و شخصا من از شما و أمثال شما گله مند هستم که چرا اعلام داوطلبی نکردید ؟ بویژه علمای جوان مثل جنابعالی و یا آقای سید عباس موسویان ویا آقای آراسته ،

نظر دهید

Plain text

  • Allowed HTML tags: <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • No HTML tags allowed.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Lines and paragraphs break automatically.
4 + 0 =
حاصل جمع بالا را وارد کنید.